السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
196
تفسير الميزان ( فارسي )
شنيدم كه آيه : * ( « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُوا . . . » ) * را تلاوت كرد و سپس فرمود : منظور از كفر بعد از ايمان ارتكاب گناهانى است كه آدمى حرام بودنش را بداند ، مثلا كسى كه معتقد باشد به اينكه شراب حرام است و با اين حال آن را بنوشد و كسى كه معتقد باشد به اينكه زنا حرام است و باز مرتكب آن شود و كسى كه معتقد باشد به اينكه زكات واجب است و آن را نپردازد ، در حقيقت بعد از ايمان كافر شده است . « 1 » مؤلف : در اين حديث آيه شريفه را عموميت داده ، بطورى كه شامل همه مراتب كفر بشود كه يكى از آن مراتب ترك واجبات و فعل محرمات است و تا حدودى بيان قبلى ما را تاييد مىكند . و در همان كتاب از محمد بن فضيل از امام ابى الحسن رضا ( ع ) روايت آورده كه در تفسير آيه شريفه : * ( « وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتابِ أَنْ إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّه ) * . . . * ( إِنَّكُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ » ) * ، فرمود : هر گاه شنيدى كه مردى حق را انكار و تكذيب مىكند و به اهل خود دشنام مىدهد ، از نزد او برخيز و ديگر با او نشست و برخاست مكن . « 2 » مؤلف : در اين معنا رواياتى ديگر نيز هست . و در كتاب عيون به سند خود از ابى الصلت هروى از حضرت رضا ( ع ) روايت كرده كه در تفسير كلام خداى جل و علا : * ( « وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّه لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا » ) * فرمود : منظور اين است كه خداى تعالى هرگز كافر را بر مسلمان بر سر بحثى كه دارند غالب نمىكند و مسلمان را شكست خورده حجت او نمىسازد ، پس اين شكست كه نفى شده شامل انواع مظلوميتها نمىشود و آيه شريفه نمىخواهد بفرمايد : مسلمانان زير دست كفار نمىشوند و چگونه مىتواند شامل باشد با اينكه ما خود مىبينيم كه نه تنها مؤمنين بلكه حتى انبيا ( عليهم السلام ) زير دست كفار واقع مىشوند آن هم به حدى كه به دست كفار كشته مىشوند ، پس مىفهميم كه منظور از نداشتن سبيل معنايى است كه با كشته شدن انبيا به دست كفار نيز مىسازد و آن عبارت است از شكست نخوردن در احتجاج . « 3 » و در تفسير در المنثور است كه ابن جرير از على ( عليه صلوات اللَّه ) روايت كرده كه بعد از خواندن جمله : * ( « وَلَنْ يَجْعَلَ اللَّه لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا » ) * فرمود : يعنى در آخرت . « 4 » مؤلف : در سابق گفتيم كه از ظاهر سياق بر مىآيد كه مراد از نفى سبيل ، در آخرت
--> ( 1 و 2 ) تفسير عياشى ، ج 1 ص 281 ح 288 و 290 . ( 3 ) عيون اخبار الرضا ، ج 2 ص 204 . ( 4 ) در المنثور ، ج 2 ص 235 .